پروردگارم ،مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی امبخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگعزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم میزنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینیاست
من در این بهشت ،
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگتتنهایم.
"
تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانهبودی"
"
کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"
دردم ، درد "بی کسی" بود.

/ 1 نظر / 4 بازدید
ساناز

بی کسی که درد نیست مهدی جان!!!